تلنگر
تلنگری از جنس ایرانی ، بی حاشیه و بی تعارف
مدیریت

 

ــــــــــال یکهزارو سیصـــــــدو نــــــــــود و دو مبــــــــــارکــــــــــ

 

عید باستانی نوروز بر شما نوادگان پاک نیت ، راست گفتار و نیک کردار آریایی تهنیت باد.

امیدوارم سالی سر شار از سلامتی ، موفقیت و کامیابی والبته پر از تلنگر داشته باشید.

ماچهوراقلبهوراقلبهوراماچ

 

نوروزتان پیــــــــروز ، هر روزتان نـــــــــوروز

[ چهارشنبه ۳٠ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٦:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهرداد ]

جهت اطلاع این مطلب رو نوشتم هرچند متاسفانه خیلی از دوستان مسلمانمان از کوچک ترین اعتنایی پرهیز میکنند که نکند به کلاس شون بر بخوره!!
این فیلم توهین آمیز که میگن چیه؟

 

مشخصات فیلم:

نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد رسول اسلام)
سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile
محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا
زمان: 120 دقیقه
حامیان مادی: صهیونیستها.
حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآنس
وز آمریکایی.

داستان فیلم:

این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز میشود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله میکنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.
فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام را به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.

گذشته از صحنه های سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجه گر معرفی کرده است و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود. در واقع، در این فیلم بسیاری از جنایتهایی که نظامیان آمریکایی، اسرائیلی و غربی در سالهای اخیر در حق مردم فلسطین، عراق و افغانستان انجام داده و در "گوانتانامو" و "ابوغریب" مرتکب شده اند را بیشرمانه به اسلام و مسلمانان نسبت میدهد.

در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی کند.

روزنامه وال استریت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فیلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سیاسی و نه مذهبی است و در آن از اسلام به عنوان سرطان یاد شده است.

آشنایی با کارگردان:

سام باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدیر شرکتهای ساخمانی است که در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کند . علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین 52 تا 56 سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست).
باسیل از روز سه شنبه (۱۱ سپتامبر 2012 ـ ۲۱ شهریور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.

وی به روزنامه " وال استریت ژورنال" گفت: "برای این فیلم 5 میلیون دلار از یکصد صهیونیست اعانه جمع آوری شده است. این فیلم با استفاده از 59 بازیگر و تیمی 45 نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در کالیفرنیا تولید شد".
با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنه ها بسیار آماتوری و پیش پا افتاده است.

اما پس از ابراز انزجار مسلمانان جهان رسانه های غربی سعی می کنند هویت واقعی سازنده فیلم را مخفی کنند.
دویچه وله در گزارشی ادعا کرد: یک فعال مسیحی‌مذهب که به گفته‌ی خود در جریان تهیه فیلم همکاری داشته، اما می‌گوید که "بسیل" نام مستعار است و فرد مورد نظر نه یهودی‌مذهب است و نه اسرائیلی. به گفته‌ی استیو کلین، گروهی از شهروندان ایالات متحده که در خاورمیانه متولد شده‌اند، فیلم را تهیه کرده‌اند.

دویچه وله مدعی شد: بنا بر اعلام منابع اسرائیلی نیز شخصی با نام "بسیل" در فهرست شهروندان این کشور ثبت نشده است. استیو کلین از هویت واقعی کارگردان اظهار بی‌اطلاعی کرده است.

آشنایی با حامیان فیلم:

گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیتهای قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند "حکومت قبطی در تبعید" را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موریس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبیل بسادة» دبیرکل و «مهندس إیلیا باسیلی» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند.
اما رهبران قبطی مقیم مصر، با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند.

«تری جونز» : کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود 20 و حداکثر ۵۰ نفر حاضر میشوند.

وی از 11 سپتامبر سال 2001 تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر "گینسویل" حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائله های رسانه ای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ این کار موهن را انجام داد.

عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد؛ و فقط در "مزار شریف" افغانستان دست کم ۱۲ نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند.

تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی "واتیکان" روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کرده اند. رهبران دینی شهر دیربورن نیز با موضع‌گیری در برابر این تصمیم ضددینی تری جونز اعلام کرده بودند که مقابل مرکز اسلامی دیربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام کنند مخالف اهانت به احساسات اقلیت‌های مسلمان هستند.

وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک "محاکمه مردمی پیامبر(ص)" را به راه انداخت.

[ یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مهرداد ]

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :

میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
... یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند :

اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .

او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .

5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :

برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند

روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟

همسرم جواب داد :

من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .

و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید . شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت


آیا می دانید این داستان از کیست ؟


ارنستو چه گوارا


[ دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ مهرداد ]

حمایت علنی آمریکا از رویکرد امارات ، درباره جزایر سه‌گانه

 

 

انگار این اعراب سوسمار خوار نمیخوان دست از زور گویی یا بهتر بگم یاوه گویی هاشون بر دارن...

نمیدونم...شاید جنس سوسمار های خلیج فارس بهتر از دریای عمان باشه که این همه تلاش شبانه روزی برای قصب کردن خــــــــــلیج همیــــــــــــــــشگی فــــــارس میکنند.

اگرچه در خاک کنونی ایران سوسمار و کوسه و از این جور جک و جونورا زیاد شده ، اما ملت ایران حداقل زیر بار این یکی دیگه نمیــــــــــــــــــــــــرن...

به نقل از خبرگزاری فارس:

" به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، کاخ سفید اعلام کرد که "باراک اوباما" و "محمد بن زاید آل نهیان" روز گذشته در خصوص اوضاع ایران و سوریه و قیمت سوخت جهانی بحث و گفت‌وگو کردند.

بر اساس این گزارش،‌ اوباما و رئیس امارات با یکدیگر به توافق رسیدند که هرچه سریعتر خشونت‌ها در سوریه به پایان برسد و در خصوص انتقال قدرت سیاسی در این کشور به اتفاق نظر رسیدند.

پس از پایان این نشست، اوباما و آل نهیان بیانیه مشترکی را صادر کردند که در آن آمریکا به شدت از ابتکارعمل امارات متحده عربی برای مذاکره مستقیم با ایران یا ارجاع این مناقشه مربوط به جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی به محاکم یا مجامع بین المللی حمایت کرده است.

علیرغم همکاری‌های ایران در زمینه برنامه هسته‌ای این کشور با جامعه بین‌الملل،رئیس‌جمهوری آمریکا و رئیس امارات همچنین تأکید کردند که ایران باید به تعهدات بین‌المللی خود در خصوص موضوع هسته‌ای ایران پایبند باشد.

در بیانیه‌ای که پس از نشست مذکور صادر شد آمده بود که کاخ سفید در رابطه با آن گفت: با توجه به تغییرات عمیق در دیگر کشورهای خاورمیانه، اوباما و آل نهیان از دولت‌ها و شهروندان آنها خواستند که از خشونت‌ها دوری کنند، صبر خود را افزایش دهند و از حقوق بشر به ویژه حقوق زنان حمایت کنند. 

وزارت امور خارجه آمریکا پیش از این از موضع امارات متحده عربی برای مذاکره با ایران بر سر جزایر سه‌گانه حمایت کرده بود.

برخی کشورهای عربی به دنبال سوء استفاده از تحریم‌های نفتی علیه ایران هستند و رئیس امارات همچنین از ابتکار عمل امارات عربی متحده برای کاهش قیمت‌ متغیر انرژی خبر داد و تضمین کرد تا به قیمتی که از رشد اقتصادی جهان حمایت کند، برای بازار جهانی تأمین انرژی می‌کند.

کاخ سفید ادامه داد: رئیس‌جمهور و ولیعهد در خصوص اهمیت حفظ خطوط کشتیرانی در مقابل تهدید تهاجم، تروریسم و دزدی دریایی بحث کردند. "

برای درک بیشتر ادعای بی ثبات امارات شما را بیشتر با این کشور نو و کوچک آشنا میکنم:

امارات عربی متحده، اتحادی از هفت شیخ‌نشین کوچک به نام‌های ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس‌الخیمه و ام‌القوین است که بعد از استقلال از بریتانیا در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ میلادی شکل گرفت. این روز را با نام روز ملی امارات جشن می‌گیرند.هر یک از این ۷ امیرنشین از استقلال‌های فراوانی برخوردارند، اما یک امیر موروثی به عنوان حاکم کشور ایفای وظیفه می‌کند و شورای عالی حکام که متشکل از هفت امیر است، رئیس دولت و کابینه را انتخاب می کند. در حال حاضر امیر و رئیس دولت امارات "شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان" است. پایتخت و بزرگ‌ترین شیخ‌نشین این کشور ابوظبی است.امارات یکی از بزرگترین ذخایر نفتی دنیا را در اختیار دارد و تولید ناخالص سرانه آن در حد ثروتمندترین کشورهای اروپای غربی است.صادرات نفت خام این کشور در سال ۲۰۰۹ حدود ۲٫۳۹۵ میلیون بشکه در روز بوده که امارات را چهارمین صادرکننده نفت دنیا می‌سازد. سرانه تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۲۰۱۱ بر اساس قدرت خرید حدود ۴۸٬۵۰۰ دلار بوده که آن را در رتبه یازدهم دنیا قرار می‌دهد.

واژهٔ «امارات» به معنی شیخ‌نشین یا امیرنشین است. نام امارات متحده عربی نیز به معنی «شیخ‌نشین‌های متحد عربی» است. تسمیت این کشور بنام «امارات» از آنجاست که پس از تشکیل اتحادیه هفت امارت امیرنشین تأسیس شده‌است.

 

همانطور که خواندید امارات تنها 40 ساله که تشکیل شده و جالب اینجاست که ادعای مالکیت جزایر سه گانه هم درست بر میگرده به مفاد توافق نامه ای که در سال 1971 میلادی(سال تاسیس دولت امارات)امضا شده! در حالی که طبق تاریخ یکی از شرایط تاسیس دولت امارات موافقت ایران بوده!

برای اینکه بیشتر در مورد این قضایا بدونید،نظرتون رو به مصاحبه ای با آقای تفرشی  پژوهشگر ایرانی آرشیو ملی بریتانیا جلب میکنم:

وی توضیح داد: دولت بریتانیا در سال ۱۹۰۳ با سوءاستفاده از ضعف داخلی ایران در زمان مظفرالدین ‌شاه و در زمان قتل بحرانی ناصرالدین ‌شاه تا قبل از انقلاب مشروطیت از این مساله سوءاستفاده کرده و در ادامه سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌اش در خلیج فارس، این جزایر را به زور اشغال کرد و پرچم خود را بر فراز آن برافراشت.

تفرشی ادامه داد: ۶۸ سال دولت‌های مختلف ایران چه قوی و چه ضعیف، مردمی یا غیرمردمی، با این مساله مقابله کردند و هیچ دولتی زیر بار این مساله نرفت که این جزایر متعلق به ایران نیستند. همه در این مورد متفق‌القول بودند و حتی یک برگ سند در هیچ آرشیوی در دنیا در مورد تعلق نداشتن این جزایر به این وجود ندارد.

این پژوهشگر ایرانی افزود: دعوای ایران از ۱۹۰۳ تا ۱۹۷۱ که ایران بر این جزایر اعاده حاکمیت کرد، دعوا با بریتانیا بوده است، زیرا اساسا پیش از این تاریخ دولت امارات متحده عربی وجود نداشته است. دولت امارات چند روز پس از بازگشت این جزایر به ایران به وجود آمده است. بنابراین این ادعا که این جزایر از دیرباز به اعراب تعلق داشته است و ایران آن را غصب کرده است، اساسا بی‌پایه و از نظر تاریخی حرف یاوه‌ای محسوب می‌شود.

این محقق روابط ایران و بریتانیا تاکید کرد: قدمت بازگشت جزایر به ایران بیش از طول تاریخ تشکیل دولت امارات است. بنابراین ایران هیچ‌گاه در این موضوع اختلافی با اعراب نداشته است. براساس توافقنامه رسمی و محکمی که جامعه بین‌المللی آن را پذیرفته و شورای امنیت نیز بر آن صحه گذاشته است، این جزایر به ایران بازگردانده شده است و اعراب این مناطق و شیوخ شارجه و راس‌الخیمه که ادعای این جزایر را دارند، توقعشان این بوده است که ایران این جزایر را دو دستی به آن‌ها تقدیم کند که توقع بی‌جایی بوده است.

تفرشی افزود: در سال‌های اخیر نیز که این مساله حاد شده است، به دلیل این است که این موضوع از سوی بریتانیا دنبال می‌شود. اماراتی‌ها فقط به عنوان واسطه بین آمریکا و انگلیس که با ایران مشکل دارند هستند و در واقع ابزاری برای اعمال فشار علیه ایران از طرف آن کشور‌ها هستند تا در معاملات دیگر بین‌المللی بتوانند از ایران امتیازگیری کنند. آن‌ها می‌خواهند جوسازی و غوغاسالاری کنند تا جامعه بین‌المللی ایران را تحت فشار قرار دهد. آن‌ها به نمایندگی از بریتانیا و آمریکا عمل می‌کنند و خودشان حرفی برای گفتن ندارند کما اینکه دولت شارجه که باید مدعی ابوموسی باشد، ادعایی در رابطه با این موضوع ندارد و فشار دولت مرکزی امارات یعنی دولت ابوظبی و خاندان آل‌نهیان است که این موضوع را دنبال می‌کند. او ادامه داد: به دلایل مادی و سیاسی به صلاح شارجه نیست که این دعوا با ایران بالا بگیرد، اما دولت مرکزی امارات از سوی آمریکا و بریتانیا مجبور است این اقدامات را انجام دهد و در این میان بازیچه‌ است.

تفرشی افزود: ایران می‌توانست در زمان تاسیس امارات تصمیم بگیرد این دولت تشکیل نشود و یا برای آن مانع‌تراشی کند. اگر ایران این اقدام را انجام می‌داد، امکان نداشت دولت امارات تشکیل شود و این موضوع را اعراب و انگلیس به خوبی می‌دانند که امارات با مجوز و تایید ایران شکل گرفت.

این پژوهشگر آرشیو بریتانیا، در ادامه گفت‌وگوی خود با ایسنا، با اشاره به تاریخچه پیگیری‌های ایران در قبال جزایر سه‌گانه خلیج فارس، تصریح کرد: موضوع حقانیت حقوقی ایران در مورد جزایر سه‌گانه در تمام آرشیوهای حقوقی و تاریخی بسیار محکم و مسجل است. بسیار روشن است که این جزایر ملک ایران و حق آن بوده است. اگر هم زمانی حاکمیت مستقیم نداشته است، مربوط به دوره‌ای بوده است که دزدان دریایی آنجا را غارت کرده‌اند و یا اینکه دولت بریتانیا آن‌جا را به زور تصرف کرده است با این هدف که پای ایران را از خلیج فارس کوتاه کند. وی توضیح داد: برای بریتانیا این یک ایده راهبردی است که پای ایران را در خلیج فارس کوتاه کند و این ایده را همیشه پیگیری کرده است و امروز نیز آن را دنبال می‌کند.

این پژوهشگر ارشد ایرانی در آرشیو ملی بریتانیا با انتقاد شدید از عملکرد رسانه‌های غربی به‌ویژه شبکه خبری بی‌بی‌سی گفت: این رسانه‌ها مکررا با تحریف تاریخ چه به صورت گزارش‌های مستقیم و یا به صورت القای مطالب به کار‌شناسان خود مطالبی را به دروغ مطرح کرده‌اند که جای تاسف دارد و آن‌ها تماما علیه منافع ملی ایران بوده است.

تفرشی توضیح داد: ممکن است که عباراتی به صورت انگلیسی در توافقنامه با عنوان اشغال مطرح شده باشد، اما می‌بینیم در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ نمایندگان رسمی و اعضای خاندان شیخ شارجه به استقبال رسمی نیروهای ایران آمدند و ورودشان را به بوموسی تبریک گفته‌اند. چگونه است که از این موضوع به عنوان اشغال یاد می‌کنند. وقتی برهه‌های مهمی از تاریخ را نادیده می‌گیرند نمی‌توانند به واقعیت برسند. سه سال مذاکرات روز به روز از ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱ بین ایران و جامعه بین‌المللی برای موضوع جزایر انجام شد و بعد هم با رضایت هر دو طرف و تایید اماراتی‌هایی که هنوز دولت نشده بودند و در آستانه تاسیس آن بودند این توافقنامه انجام شده است، چطور می‌توانند به آن اشغال اطلاق کنند.

او افزود: نمی‌توانیم در خانه‌مان بنشینیم و منتظر باشیم هر کسی در خانه را بزند و بگوید در دادگاه حضور یابید تا ثابت کنید این خانه برای شماست به دادگاه برویم. ایران این مساله را به درستی نمی‌پذیرد. هیچ دولتی حق رفتن به جامعه بین‌المللی در مورد جزایر سه‌گانه ایرانی را ندارد و حق طبیعی ایران هم همین است.

این پژوهشگر ارشد آرشیو ملی بریتانیا همچنین در مورد نام خلیج فارس نیز گفت: سابقه نام خلیج فارس تاریخی بیش از سه هزار سال دارد که در متون یونانی باستان و در نقشه‌های قدیمی نیز این نام آمده است. در آرشیوهای مختلف دنیا حتی کشورهای عربی، آرشیو عثمانی، آرشیو بریتانیا و آمریکا و... نام خلیج فارس حداقل سابقه سه هزار ساله دارد. خلیج ع‌‌ ر ‌ب ‌ی نام جعلی جدید است که راجع به آن نیز تحقیقاتی شده و مستندهای خوبی نیز در مورد آن تهیه شده است. در اسناد بریتانیا نیز اذعان شده است که نام واقعی، رسمی، حقوقی و قانونی این منطقه خلیج فارس است و در اسناد جدیدی نیز سال گذشته منتشر کردند، بخش‌نامه‌های بریتانیا منتشر شده است که نام این منطقه خلیج فارس است و جالب این است که تاکید دارند نام خلیج ع ر ب ی اساسا نادرست و غیرقانونی است اما می‌گویند ما به خاطر اینکه اعراب آزرده نشوند و روابطشان را با ما برهم نزنند و دلگیر نشوند، گاهی از نام خلیج استفاده می‌کنیم، اما تضمین داده‌اند و اذعان کرده‌اند نام قانونی، رسمی و بین‌المللی این منطقه خلیج فارس است.

تفرشی تاکید کرد: اگر می‌خواهیم کشور ما حاکم خلیج فارس شود، باید خلیج فارس را رونق دهیم. اهالی خلیج فارس چه فارس و چه عرب باید از نظر رفاهی از متوسط جامعه ایرانی بالا‌تر باشند تا احساس کنند در جایی زندگی می‌کنند که به آن تعلق دارند و به آن‌ها توجه می‌شود، بنابراین باید به امور رفاهی و اجتماعی ساکنان خلیج فارس به خصوص در این جزایر توجه کرد و باید از اولویت‌های ایران باشد.

این پژوهشگر ارشد آرشیو ملی بریتانیا گفت: دولت ایران باید از تحقیقات و تلاش‌های مستقل غیردولتی حمایت کند؛‌‌ همان کار که اعراب امروز انجام می‌دهند تا زمانی که ما نتوانیم جامعه بین‌المللی را آگاه کنیم و از آن‌ها برای تثبیت حقانیت ایران در خلیج فارس کمک نگیریم، این فشار‌ها ادامه پیدا می‌کند و تشدید هم خواهد شد. بحث دعواهای سیاسی ایران و دنیا یک بحث است اما سوی دیگر موضوع دیپلماسی مردم‌محور است که ایران باید به آن توجه کند و در دراز مدت باید به این موضوع به صورت جدی بپردازیم. ما نباید فقط بگوییم همه نمی‌دانند که این جزایر متعلق به ایران است و این منطقه خلیج فارس نام دارد، بلکه باید به روی همه بیاوریم و راجع به آن کار کنیم و به همه آنان نشان دهیم. باید برای تثبیت حقمان بیشتر تلاش کنیم.

وی در پایان تاکید کرد: ایران باید در زمینه امنیت منطقه‌ای فعال باشد، مناسباتش را با کشورهای عربی ارتقا دهد و تنش‌زدایی در دستور کار قرار دهد اما باید در نظر داشت بخشی از مشکلات ایران، در چارچوب گسترده‌تر جامعه بین‌المللی به خصوص با آمریکا و اتحادیه اروپا حل می‌شود. اگر ایران تلاش کند به نحو آبرومندانه و منصفانه مشکلاتش را با جامعه بین‌الملل حل کند، بخشی از مشکلات با کشورهای کوچک عربی هم خودبه‌خود حل خواهد شد.

در این که این جزایر همیشه مطعلق به ایران بوده و هست و خواهد بود هیچ شکی نیست ، اما باید برای حفظش و این که حتی فکر مالکیتش رو هم به غیر ندیم تلاش کنیم ، تلاشی از مسئولان گرفته تا تک تک ایرانی ها. و این رو هم فراموش نکنیم که طبق تاریخ اعراب همیشه بازیچه دست قدرتها بودند و هستند پس این بار قضیه سوسمارو اعراب نیست،بحث نفوذ و اختلال از نوع انگلیسیش هست...

طبق روال این وبلاگ هیچ قضاوتی نمیکنم ، اما شما رو به چالش دعوت میکنم که طبق مستندات گفته شده ، آیا آمریکا و انگلیس از این همه مستندات چیزی نمیدونند؟پس چرا از یک حرف یاوه حمایت میکنند؟

 

تریبون ، آزاد...

 

 

 


[ جمعه ٩ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ مهرداد ]

در حدود 1400 سال پیش ، آنگاه که در جوامع اجتماعی «حق» تعریف متفاوتی با اکنون داشت ، آنگاه که زن هیچ حقی در زندگی خود نداشت و هرزگی در بزرگان یک حکومت  امری کاملاً عادی بود ، هیچ کس حق این را نداشت که حتی حرفی بر خلاف حکومت خود بزند چرا که نه تنها جان خود بلکه جان اطرافیان خود را نیز به خطر می انداخت و آنکس که ثروت بیشتری داشت طبیعتاً از حق بیشتری هم برخوردار می بود و ...

در آن زمان که برده داری آن هم از جنس مونث که علاوه بر خدمتگذار برای روابط جنسی هم استفاده میشدند بسیار مرسوم بود ، حق همیشه با ارباب بود و بس و کمتر کسی به یاد خدا و اهل بیت آن بود...

در آن زمان بعد از سالها جنگ میان حسین (ع) و معاویه و کشو قوس های سیاسی با یزید(بعد از مرگ معاویه) ، از آنجا که امام حسین (ع) حاضر به بیعت با یزید نشد ، هزاران نامه از طرف مردم کوفه به وی ارسال شد و حسین (ع) را به شهر کوفه دعوت کردند و وعده ی بیعت با امام را دادند.آن حضرت نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد و با تمام اعضای خانواده ی خود و سپاهی کوچک راهی شهر کوفه شد.

در میانه ی راه ، نزدیک شهر کوفه وقتی خبر کشته شدن مسلم و پیمان شکنی مردم کوفه را به حضرت دادند ، حسین (ع) تصمیم گرفت که به راه خود ادامه دهد ، اگرچه میدانست سپاه عظیم یزید (نزدیک به سی هزار نفر) در انتظار اوست و مرگ خود و خانوداه اش حتمی است...

امام بود و تنها 72 تن از یارانش...

تصمیم حسین (ع) تصمیمی در برابر ظلم بود ، تصمیمی در برابر زور گویی ، حتی اگر به قیمت خون خودش و تک تک اعضای خانواده اش تمام می شد...

او بر تمام عالم درس آزادگی و مردانگی داد ، او یاد داد که هرگز در مقابل ظلم زانو خم نکنیم و حق خود را به هر قیمتی شده بگیریم...

او یاد داد که اگر در راه خدا و حق خود و جامعه ایستادگی کنیم ، حتی اگر به فجیع ترین حد ممکن هم کشته شویم ، یادمان و افکارمان زنده خواهد ماند و سربلند این دیار فانی را ترک خواهیم کرد...

واقعه عاشورا هر لحظه اش درسی است برای تمام عالمیان...

بر حسین (ع) ظلم بسیار شد ، امام مظلوم واقع شد اما به هیچ وجه مظلوم نماند...

باشد که تلنگری از جنس حسین (ع) بر دلهایمان بزنیم...

 

امام حسین (ع):

اگر دین ندارید ، لااقل آزاده باشید.

 

[ دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ مهرداد ]

 

با عرض تسلیئت خدمت سوگواران و عزاداران حسینی...

دکتر علی شریعتی:

" حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! "

 

عزاداری برای سالار شهیدان بس ارزنده و بسی گرانمایه است به شرطی که عزادار دردهای تنش نباشیم،افکار امام حسین (ع) و هدفش و آنچه که او را وا داشت تا قیامی اینچنین کند و خانواده و جگر گوشه هایش را فدای اسلام،آزادی و آزادی خواهی کند را درک کنیم...

من در این ایام بیشتر برای خود سوگوارم و به حال خود گریه میکنم،به حال جامعه ام،به حال کشورم...

از ایران و ایرانی که چیزی نمانده...

رودهایمان خشک شد . خاکمان به خونهای ناحق ریخته شده ، آمیخته است...

دینمان هم به افکار منحرف آلوده است...

از آنچه که پیشوایم خود و تمام اعضای خانواده خود را قربانیش کرد،چه مانده جز ...

بیشرین فروش لوازم آرایش و ژل و تافت و کوفت و زهر مار در این شبهاست!

مستهجن ترین تیپ ها (چه دختر چه پسر) در این شبها به نزول اجلال میرسند،گویا 10 شب محرم مسابقه Fashion است و شهوتگرایی...

تقصیر ما نیست،تقصیر حکومت هم نیست،آزادی در کشور ما موج میزند و اساتید برجسته همیشه در فلسفه ی قیام امام حسین سخنرانی می کنند و اصلاً اعمال بزرگان حکومت ، خود سرلوحه ی جوانان حسینی است...

اگرچه خدا بخشنده و بزرگوار است و شاید از این همه غفلت و جاهلیت چشم پوشی کند ، اما جواب نسل آینده را که می دهد؟! جواب خونهای ریخته شده در روز عاشورا چه میشود؟

کاش میشد با تلنگری از خواب غفلت برخیزیم...

التماس دعا برای خودم و جامعه اسلامیمان...

 

[ دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ مهرداد ]

چندی پیش مطالب زیادی در رسانه ها مبنی بر "فاحشه خانه"خواندن سینمای ایران توسط یکی از کارگردانان همین سینما منتشر شد...

موضوع از این قرار بود:

«علی سرتیپی» تهیه‌کننده سینما در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس از مذاکره با «آنجلینا جولی» بازیگر هالیوودی برای ایفای نقش در فیلمی ایرانی خبر داد و گفت: حدود ۱۰ روز است که با رابرت آفر و کی‌یر کاسینس‌کی مدیر برنامه‌های «آنجلینا جولی» وارد مذاکره شدیم که در صورت توافق ایشان و وزارت ارشاد خانم انجلینا جولی در فیلمی که از منتشر کردن نامش خودداری کردند بازی کند...

در راستای همین خبر شاهد یک اتفاق جالب و تاسف بار شدیم!!

فرج الله سلحشور که سابقه زیادی در سینمای ایران و فرهنگی و اسلامی دارند در پاسخ به خبر ورود آنجلینا جولی به ایران گفت:

"آمدن آنجلینا جولی به ایران اتفاق خوبی است برای سینمایی که «فاحشه‌خانه» است. این سینما باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه بین‌ المللی بیاورد."

(به نقل از آزادی بیان)

"این کارگردان همچنین در این مصاحبه گفت: «خانواده سینما صهیونیستی و هالیوودی است و باید اذعان کرد که سینمای ایران برای ایران نیست.  وقتی آثار مستهجن در سینمای ایران ملاک، معیار و فراگیر می‌شود تماشاگر خاص خود را نیز خواهد داشت، سینما مال ما نیست و ما دچار اشتباه هستیم و فیلم هایی مثل توبه نصوح، یوسف(ع) و حضرت محمد(ص) اندکی از فیلم های سینمای دنیا و ایران را شامل می شودکه به مقوله اسلام و جامعه دینی می پردازد.»

وی با صهیونیستی خواندن بدنه سینمای ایران مدعی شد: «اگر در این سینما آثار مستهجن ساخته شود جای تعجب ندارد، از سینمایی که هدایت آن را بنگاه‌های صهیونیسیت در اختیار دارد و خط و ربط آن توسط آنها داده می‌شود بیش از این نیز انتظار نمی‌رود.»

انتشار این سخنان، بازتاب وسیعی در فضای مجازی و سینمای ایران داشت، یک منتقد سینما در فیس بوک خود خطاب به این کارگردان سینمای جمهوری اسلامی نوشت: اگر سینمای ایران فاحشه خانه است شما به عنوان یکی از کارگزارانش چکاره هستید؟!

روز گذشته نیز پنج بازیگر  زن سینمای ایران در نامه سرگشاده ای به سلحشور نوشتند حال که سینمای ایران فاحشه خانه است شما نیز این سینما را رها کنید و به کسب و کار دیگری مشغول شوید بلکه رستگار شوید.

ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی، نگار جواهریان، هانیه توسلی و باران کوثری در این نامه سرگشاده نوشته اند: «جناب آقای سلحشور، از اینکه می‌بینیم آن همه پرداختن به زوایای نورانی زندگی پیامبران و سرمشق قرار دادن منش ایشان تاثیری در کلامتان نداشته، و در نهایت شهرتتان را از نفرت‌پراکنی و بی‌ادبی در برابر هم‌نوعانتان به دست آورده‌اید، بسیار متاسفیم. ای کاش لطف کنید سینمایی را که خجالت می‌کشیم بگوییم شما را یاد کجا می‌اندازد به حال خود رها کنید، شاید که رستگار شوید و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد.»

داوود رشیدی رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران نیز با تقبیح سخنان فرج الله سلحشور گفت این توهین وی به بازیگران زن سینمای ایران در جلسه آتی شورای دبیران انجمن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

در همین حال بسیاری از بازیگران زن سینمای ایران از جمله رویا تیموریان، سخنان این کارگردان ارزشی سینمای جمهوری اسلامی را توهین آمیز و نفرت برانگیز خوانده و آن را محکوم کردند.

فرج الله سلحشور کار سینمایی خود را با بازی در فیلم توبه نصوح محسن مخلمباف که در آن زمان از حامیان جمهوری اسلامی بود، آغاز کرد. وی متولد ۱۳۳۱ در قزوین است، پیش از انقلاب با انجمن حجتیه و هیئت موتلفه اسلامی که از گروههای افراطی اسلامی بودند ارتباط داشت و همچنین با برخی از بازاریان که بعدها از کارگزاران رژیم، دادستانی و وزارت اطلاعات شدند ارتباط نزدیکی داشت.

پس از انقلاب نخست به کمیته انقلاب اسلامی پیوست و با همراهی محسن مخملباف، مرتضی آوینی و قیصر امین پور و سایر همفکرانش در  ابتدای دهه شصت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی را که فعالیت اصلی ش مقابله فرهنگی و تبلیغاتی با نیروهای مخالف رژیم بود، بنا نهاد.

وی سپس به همراهی حبیب الله کاسه ساز انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس را بنا نهاد و پس از شکل گیری خانه سینما نیز از بانیان انجمن هنرمندان مسلمان بود.

فرج الله سلحشور که در عرصه سینما و تلویزیون هیچ گاه توجه منتقدان را جلب نکرده بود در طی سه دهه گذشته از سینماگران مورد حمایت معاونت سینمایی وزارت ارشاد بوده است، آخرین کار وی مجموعه حضرت یوسف بود که با تقدیر آیت ا... خامنه ای روبرو شد. پس از آن نویسنده اصلی مجموعه از وی به اتهام دزدی شکایت کرد و در نهایت دادگاه وی را مجرم شناخت و به سه سال زندان و جریمه نقدی به مبلغ یک میلیارد و نیم محکوم کرد که این حکم هیچ گاه به اجرا درنیامد و پس از آن نیز خبری در این باره منتشر نشد.

به دنبال سخنان اخیر سلحشور و واکنش سینماگران وی امروز مدعی شد که رسانه ها سخنان وی را خوب نفهمیده اند و منظورش از فاحشه خانه سینمای ایران نبوده است.

وی در گفتگو با فارس گفت: «منظور من این بود که آوردن یک بازیگر هرزه خارجی، پایین آوردن شأن سینمای ایران و بازیگران زن است.» سلحشور در حالی آنجلینا جولی را «بازیگر هرزه» خوانده است که این بازیگر به دلیل فعالیت های بشردوستانه ش مشهور است، آنجلینا جولی که سفیر حسن نیت کمیسریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل است، به عنوان یکی از بازیگران مقید به ارزشهای اخلاقی رایج شناخته می شود و از جمله در جلب حمایت برای کمک به قحطی زدگان دارفور نقش بسزایی ایفاء کرد.

خانم جولی برای فعالیت های درخشانش در زمینه حقوق بشر جوایز بسیاری را از مجامع بین المللی از جمله انجمن خبرنگاران سازمان ملل متحد دریافت کرده است که به عنوان اولین شهروند جهانی جایزه این انجمن به وی تعلق گرفت."


زبان قاصر و واژگان ابترند...

چه بگوییم؟

وقتی سردمداران یک نهاد فرهنگی که در انسجام خانواده ایرانی نقش اساسی دارد،این چنین به بنیان این رسانه ملی توهین میکنند و بدون واهمه اظهار نظر میکنند دیگر چه توقعی از رسانه های خارجی و امثال فارسی 1 میتوان داشت؟!

اگرچه ما، کارگردانان و بازیگران و هنرمندان این عرصه را با این سخنان نا موزون هماهنگ نمی دانیم و همه را به یک چشم نمی بینم و اصطلاحاً تر و خشک را باهم نمی سوزانیم ، اما واقعاً چه چیز باعث شد که سینما اینطور مورد غضب آقای سلحشور قرار گیرد؟

تلنگر یک بهانه برای به خود آمدن است،کاش شاهد یک تلنگر سینمایی باشیم...

 

[ شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهرداد ]

 

خُب،بالاخره جناب قذافی نیز به درک واصل شدن،اما...

اما واقعاً بعد از 42 سال حکومت دیکتاتوری و حدود 8 ماه جنگ و خونریزی در لیبی،قذافی به حق خودش رسید؟آیا تمام این حکومت دیکتاتوری در دستان خانواده ی قذافی بود؟یا باز هم داستان دستهای پنهان و ...

قذافی که بود؟(اطلاعات کامل)

""معمر محمد عبد السلام آبو منیار القذافی در ۷ ژوئن سال ۱۹۴۲ میلادی، در روستایی به نام جهنم در نزدیکی شعیب الکراعیه در حوالی  به دنیا آمد. خانواده او به یک قبیلهٔ کوچک از بربرهای عرب شده به‌نام قذاذف تعلق داشت که از طریق چوپانی در بیابان هون امرار معاش می‌کردند.قدافی در سال ۱۹۶۱ میلادی وارد دانشکده افسری بنغازی و به همراه همدوره‎ای‌هایش در سال ۶۶-۱۹۶۵ میلادی به عنوان مستشار نظامی فارغ‌التحصیل شد.وی در اول سپتامبر سال ۱۹۶۹ میلادی با کودتایی آرام حکومت محمّد ادریس سنوسی، پادشاه وقت لیبی را سرنگون ساخت. وی پس از کودتا، سیستم حکومتی لیبی را بر اساس ترکیبی از سوسیالیسم و اسلام طراحی کرده و خود رهبر لیبی شد.او پس از دو همسر دارای ده فرزند میباشد که سیف الاسلام فرزند ارشد وی و مشهور ترین آنان است.

قذافی در 42 سال حکومت استبدادی و دیکتاتوری که بالاترین درجه ی سانسور را در رسانه های عمومی و ارتباطات مجازی داشت سر دسته ی بسیاری از ترور های جهانی بود ، در آن زمان لیبی یکی از کشور هایی بود که آشکارا به دنبال سلاح کشتار جمعی(بمب اتم) رفته اما پس از دخالت سازمان ملل و تحریم های پی در پی ، آن را متوقف کرد.

قانون اساسی لیبی بر پایه ی کتابی بود که خود قذافی آن را تألیف کرده بود که به "کتاب سبز"معروف است.یکی از قوانین این کتاب منع دولت قذافی از هر گونه محاکمه در زمینه ی حکومت میباشد.

جدای از ثروت و املاکی که فرزندان او در طی مدت حکومت قذافی برای خود دست و پا کردند ، مقام ها و پست های مدیریتی و سیاسی زیادی رو هم در لیبی به خود اختصاص دادند که جای بحث فراوان دارد،این پست ها نه تنها در لیبی بلکه به مدیریت باشگاه های فوتبال ایتالیا یا سهامدار نفت اوپک نیز کشیده شد که البته جای دارد بگویم تک دختر او "عایشه" یکی از وکلای "صدام حسین" بود.""

به نظر شما بعد از کشته شدن قذافی که البته معلوم نشد آخر به دست ناتو یا در درگیریها یا به نقل از قاتل خودش!که سر اینکه کدام گروه قذافی بخت برگشته ی دست وپا بسته رو به شهر خودش ببره و معرفی کنه و اینکه نذاشتن من قذافی رو ببرم شهر خودمون و عصبانی شدم و رگ غیرت عربیم!زد به مغز نداشتم و...من و یه کلت تو دستم و قذافی ، دراز و خونین رو زمین ... عاقبت این کشور که در خود هم جنگ دارد چی میتونه باشه؟

چی شد که تو 42 سال حکومت استبدادی و زجر کشور لیبی ، من و تو که هیچ ، پدر و پدر بزرگ ماهم هیچ ، BBC و CNN و اینترنت واخبار دنیا از درد مردم لیبی تازه با خبر شدن؟

قذافی که خودش قانون یک کشور بود به دست یک آدم عامی تو بیابون و تنها دستگیر و کشته میشه و آمریکایی که 42 سال از وی حمایت کرد ، آزادی رو به مردم لیبی تبریک میگه...

اگرچه محاکم ی قذافی نتیجه ای رو در بر نمیداشت،اما شاید بعضی از دستها ، رو میشد.ظاهراً اینطوری،بدون دردسر ، بدون هزینه و ضمناً با خوشحالی قلبی مردم لیبی آنان که پشت پرده هستند به مقصود خود رسیدند...ظاهراً  یک دیکتاتور به هلاکت رسید اما در باطن...

بیداری اسلامی شعار این مردم است.اسلام واقعی که سالهاست مرده ، باشد که بیداری شعور را ببینیم...

 

[ پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مهرداد ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام و درود خدمت دوستان عزیز... هدف از ایجاد این وبلاگ بحث و بررسی اتفاقات پیرامون ما در جامعه ی اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی،فارغ از هر دین و مذهب و فرقه میباشد. در این وبلاگ هیچ قضاوت قطعی نمی شود،تمامی بحوث و نقطه نظرات با رعایت اصول اخلاقی،بی طرف،بدون حاشیه،کاملاً آزاد و اصطلاحاً رک و راست و در فضایی کاملاً دوستانه صورت میگیرد.اتفاقاتی که در اطراف ما در حال وقوع است اما ما از آنها غافلیم و تلنگری لازمه تا از خواب غفلت پاشیم. فقط یادمون باشه،قبل از همه ی این حرفا،اول یه تلنگر به ذهن خودمون بزنیم... با امید همکاری شما دوستان گرامی،بدرود... مدیریت وبلاگ
امکانات وب
RSS Feed




در اين وبلاگ
در كل اينترنت


بک لینک فا